تبليغاتX
اخرین پرده - گورستان ارزوها
فریادهای خاموش


در این شب کوچه های مبهم و سرد

دلم دنبال یار عاشقی گشت 

ندیدم جز خزان در این تباهی 

چه بودم جز نوای تلخ اهی

به دنبال چراغی بودم اما

نصیبم شد شکستن در سیاهی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 4:4  توسط داریوش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
ارتباط با نويسنده
من همان گمشده خویش بی صداترین پر از هیچ
خالی از شوق رهایی نطفه خاک تباهی

من همان نطفه رنجم پر زغم چون کوه دردم
بی ثمر بیهوده گردم در زمین دیری نپایم

چون سرشتم خاک سرد است
عاقبت در خاک جایم

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1387
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
Wo0o0o0oW فوق العاده ترين باور نكردني ها!حتما ببين
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان